Search the web
Sign In
New User? Sign Up
respina_group · respina
? Already a member? Sign in to Yahoo!

Yahoo! Groups Tips

Did you know...
Show off your group to the world. Share a photo of your group with us.

Best of Y! Groups

   Check them out and nominate your group.
Having problems with message search? Fill out this form to ensure your group is one of the first to be migrated to the new message search system.

Messages

  Messages Help
Advanced
moharam   Message List  
Reply | Forward Message #32 of 54 |
بوى محرم كه به مشام مى‏رسد، عالم رنگى ديگر مى‏گيرد. قلبها تندتر از هر زمان و محزونتر از هميشه مى‏تپد و ميل به سوگ نشستن مثل خون در رگها مى‏دود و آن وقت، در چشم برهم زدنى پرچمهاى سرخ و سبز و سياه در گوشه گوشه شهر و ديار ما به اهتزاز درمى‏آيد و همه جا رنگ ماتم به خود مى‏گيرد.
 
اين حسيـن كيست كه عـالـم همه ديـوانـه اوست
اين چه شمعى است كه جانها همه پروانه اوست
هر كجا مى‏گذرم عكس رخش جلوه‏گر است
هر كجا مى‏نگـرم جلـوه مستــانه اوســت
عشق به حسين دليل نمى‏خواهد، گويى خاك وگل ما را با محبت او سرشته‏اند
و خون خدا، سرچشمه همه درياهاست. به تو مى‏گويند: «حسين» ، زيرا به يقين، ذهن تاريخ، نمى‏تواند خون خدا را تفسير كند، جز با نام تو. و «حسين» را نمى‏توان تفسير كرد، مگر با عشق. تا دنيا دنياست، عشق هم مى‏ماند،اگر در حسين (ع) محو شود.
به تو مى‏گويند: «حسين» ، زيرا پژواك نامت در تلفظ كربلا طنين‏انداز است و كربلا، حماسه مكرر آفرينش انسان است. در اين گردش متناوب، خون زاده مى‏شود و تا ملكوت اوج مى‏يابد و به شهادت مى‏رسد و دوباره زاده مى‏شود و دوباره و دوباره...
و تو، نقطه مركز اين حركت دوّار هستى كه شعاعش تا بى‏نهايت، استوارى دارد.
از عاشوراى حضورت، تا اربعين عروجت، تاريخ را هزاران پيچ و خم رخ داده است و هر لحظه انگار فصل تازه‏اى از حماسه بودن توست.
زمانه، حرف‏ها دارد، ولى ناباورانه سكوت خويش را به سوگ نشسته است. تاب گفتن هم ندارد، چرا كه ظرف ادراك‏ها حقير است.
ميدان جاذبه شگفتت، هر دو قطب زمينى را مى‏ربايد و همه جاذبه‏هاى ديگر را از دل مى‏راند و به يك سو مى‏افكند، تا تنها تو باشى و بس. با كلمات نمى‏شود بازى كرد، وقتى كه پاى عظمت تو در ميان باشد.
دستم به قلم مى‏رود و قلمم، تاب نقش زدن را بر كاغذ بى جان ندارد. نامت آتش مى‏زند به جان آب، چه رسد به كاغذ، حتى اگر كاغذ، صفحه‏اى باشد به وسعت تمام آسمان‏ها.
در دايره كلمات، واژه‏اى نمى‏شناسم كه تقدس تو را بنماياند و عظمت مبهم تو را به زبان آدم‏هاى اين دنيا تعبير كند،جز واژه خدايى «حسين (ع) » كه «حسين» تنها در «حسين» تفسير مى‏شود


Yahoo! Mail - Helps protect you from nasty viruses.

Sat Feb 4, 2006 5:33 am

ali_birahm
Offline Offline
Send Email Send Email

Forward
Message #32 of 54 |
Expand Messages Author Sort by Date

بوى محرم كه به مشام مى‏رسد، عالم رنگى ديگر مى‏گيرد. قلبها تندتر از هر زمان و محزونتر از...
ali birahm
ali_birahm
Offline Send Email
Feb 4, 2006
5:33 am
Advanced

Copyright © 2009 Yahoo! Inc. All rights reserved.
Privacy Policy - Terms of Service - Guidelines - Help